ادبستان زبان فارسی
 
قالب وبلاگ
[ جمعه بیست و نهم تیر 1386 ] [ 19:24 ] [ اکبر ]
[ جمعه بیست و نهم تیر 1386 ] [ 19:23 ] [ اکبر ]
[ جمعه بیست و نهم تیر 1386 ] [ 19:22 ] [ اکبر ]
[ جمعه بیست و نهم تیر 1386 ] [ 19:20 ] [ اکبر ]
[ جمعه بیست و نهم تیر 1386 ] [ 19:18 ] [ اکبر ]
[ جمعه بیست و نهم تیر 1386 ] [ 19:16 ] [ اکبر ]

آموزش ادبیاتGo to full article سوم راهنمایی

دستورزبان 1
کلمه یا کلماتی هستند که پیامی را می رسانند .
مثال : سلام . خداحافظ . من از مدرسه کتابی به امانت گرفتم .
جمله از نظر پیام چهار دسته است : 1- خبری 2- پرسشی 3- امری 4- عاطفی
جمله ازنظر اجزای تشکیل دهنده :
نهاد + فعل
مثال : من به مدرسه می رفتم .
نهاد + مفعول + فعل
مثال : علی از بازار پیراهنی خرید .
نهاد + مسند + فعل ربطی
مثال : امروز هوا بسیار سرد شد .
نهاد : کلمه ای است که کاری انجام می دهد یا حالتی را می پذیرد .
طرز تشخیص نهاد در جمله : قبل از فعل « چه کسی » یا «چه چیزی » می آوریم ، جواب نهاد است .
مفعول : کلمه ای است که کار بر روی آن انجام می شود .
طرز تشخیص مفعول در جمله : قبل از فعل « چه کسی را » یا « چه چیزی را »
می آوریم ، جواب مفعول است .
مسند : کلمه ای است که حالتی را به نهاد نسبت می دهد .
طرز تشخیص مسند در جمله : هر کلمه ای که قبل از فعل بیاید ، مسند است .
فعل ربطی : فعل هایی هستند که نهاد و فعل را به هم ربط می دهند و شامل فعل های زیر می باشند :
است ، بود ، شد ، گشت ، گردید ، وهم خانواده ی آنها .
نکته : فعل های ربطی اگر معنای دیگری بدهند ، فعل ربطی محسوب نمی شوند ، به این طریق که :
اگر « شد » به معنای « رفت » باشد ، فعل ربطی نیست .
مثال : دی شد وبهمن گذشت .
اگر « است » به معنای « وجود دارد » باشد ، فعل ربطی نیست .
مثال : در خانه اگر کس است یک حرف بس است
اگر « گشت » و « گردید » به معنای « چرخید » باشد ، فعل ربطی نیست .
مثال : دی شیخ با چراغ گشت گرد شهر همی
فعل ناگذرا « لازم » : فعل هایی هستند که به مفعول نیاز ندارند .
فعل گذرا « متعدی » : فعل هایی هستند که به مفعول نیاز دارند .
نکته : مهمترین جزء جمله فعل می باشد .
فعل : کلمه ای است که انجام دادن کاری یا روی دادن امری یا پذیرفتن حالتی را در سه زمان گذشته ، حال ، آینده ، همراه با شخص و مفرد وجمع بودن را می رساند .
ویژگی های فعل : هرفعل چهار ویژگی دارد :
1- انجام دادن کاری یا روی دادن امری یا پذیرفتن حالتی 2- زمان 3- شخص 4-مفرد یا جمع بودن
هر فعل از دو قسمت تشکیل شده است :
بن + شناسه
بن : قسمتی از فعل است که در ساخت های مختلف تغییر نمی کند . ( مفهوم انجام دادن کاری یا روی دادن امری یا پذیرفتن حالتی و زمان را می رساند.)
شناسه : قسمتی از فعل است که درساخت های تغییر می کند . ( مفهوم شخص ومفرد وجمع بودن را می رساند.)
هر فعل دو بن دارد : 1- بن گذشته (ماضی) 2- بن حال (مضارع )
نکته : برای بدست آوردن بن از مصدر استفاده می کنیم .
مصدر : کلمه ای است که انجام دادن کاری یا روی دادن امری یا پذیرفتن حالتی را بدون شخص وزمان بیان می کند .
مثال : رفتن ، خریدن ،‌ خواندن ، افتادن ، نشستن و ...
علامت صدر در زبان فارسی « ن» است .
طرز بدست آوردن بن ماضی ومضارع :


اقسام فعل ماضی :
1- ماضی ساده = بن + شناسه
رفتم ، رفتی ، رفت ، رفتیم ، رفتید ،‌ رفتند
2- ماضی استمراری = می + بن + شناسه
می رفتم ،‌ می رفتی ،‌ می رفت ، می رفتیم ، می رفتید ، می رفتند
3- ماضی نقلی = بن +‌ ه + شناسه
رفته ام ، رفته ای ، رفته است ، رفته ایم ، رفته اید ، رفته اند
4- ماضی بعید = بن + ه + بود + شناسه
رفته بودم ، رفته بودی ، رفته بود ، رفته بودیم ، رفته بودید ، رفته بودند
5- ماضی التزامی = بن + ه + باش + شناسه
رفته باشم ، رفته باشی ، رفته باشد ، رفته باشیم ، رفته باشید ، رفته باشند
نکته : بن + صفت را صفت مفعولی می گویند .
اقسام فعل مضارع :
1- مضارع ساده = بن مضارع + شناسه
روم ، روی ، رود ، رویم ، روید ، روند
2- مضارع اخباری = می + بن + شناسه
می خوانم ، می خوانی ، می خواند ، می خوانیم ، می خوانید ، می خوانند
3- مضارع التزامی = ب + بن (مضارع) + شناسه
بنویسم ، بنویسی ، بنویسد ، بنویسیم ، بنویسید ، بنویسند
فعل آینده ( مستقبل ) :
بن مضارع خواستن (خواه) + شناسه + بن ماضی مورد نظر
خواهم رفت ، خواهی رفت ، خواهد رفت ، خواهیم رفت ، خواهید رفت ، خواهند رفت
ساخت : هر گاه یکی از شش شخص فعلی را بنویسیم به آن ساخت می گویند .
صرف کردن : هر گاه شش شخص فعلی را به ترتیب وپشت سر هم بنویسیم ،
آن را صرف کرده ایم .
حرف اضافه ، متمم :
کلمات را می توان به سه دسته تقسیم کرد :1- اسم 2- فعل 3- حرف
حروف : کلماتی هستند که به تنهایی معنایی ندارند اما درجمله برای ربط دادن (حروف ربط ) یا نسبت دادن (حروف اضافه) یا نشانه ی کلمه ای (حروف نشانه) به کار می روند .
حروف اضافه عبارتنداز: در، با ، به ، از ، برای ، مثل ، مانند ، چون ، تا ، بی ، بر، جز ،...
نکته : «چون» اگربه معنی «مثل» و «مانند» باشد ،و« تا » اگرفاصله را برساند ، حروف اضافه هستند .
مثال : از خانه تا مدرسه پیاده دویدم .
مثال : صورت او چون ماه زیباست .
متمم : کلماتی هستند که برای تمام وکامل کردن جمله به کار می روند .
نکته : هرکلمه ای که بعد از حرف اضافه بیاید ، متمم است .
ترکیب وصفی ، ترکیب اضافی :
صفت : کلمه ای که یکی از ویژگیهای اسم را بیان می کند .
موصوف : اسمی که صفت بگیرد را موصوف می گویند .
مثال :‌ کلاس ساکت
ترکیب وصفی : موصوف و صفت را ترکیب وصفی می گویند .
نکته : به غیر از ترکیب وصفی ترکیب دیگری نیز داریم که تشکیل شده است از«اسم+اسم» که به آن ترکیب اضافی می گویند .
مثل : کتاب علی
علامت ترکیب : علامت ترکیب درزبان فارسی کسره (ــِـ) می باشدودر کلماتی که به (الف ، و ، ه) ختم می شوند به جای کسره (ی) می آید .
مثل : خانه ی مادر بزرگ ، خدای توانا ، پیاده روی شلوغ .
طرز تشخیص ترکیب وصفی و اضافی :
1- علامت ترکیب را حذف می کنیم ودر پایان ترکیب « است » می گذاریم :
اگر معنی داد : ترکیب وصفی است .
اگر معنی نداد : ترکیب اضافی است .
2- در پایان ترکیب « تر» اضافه می کنیم :
اگر معنی داد : ترکیب وصفی است .
اگر معنی نداد : ترکیب اضافی است .
قید : کلمه ای است که یکی از ویژگی های فعل را بیان می کند .
مثال : امروز علی از مدرسه دیر آمد .
نکته : بعضی از کلمات همیشه قیدهستند که به آن ها قید مختص می گویند . این کلمات عبارتنداز : 1- عبارتهای عربی (انشاالله) 2- کلمات تنوین دار (مثلاً) 3- کلمات پرسشی 4- کلمات(هنوز
[ چهارشنبه بیستم تیر 1386 ] [ 13:38 ] [ اکبر ]
[ چهارشنبه بیستم تیر 1386 ] [ 13:23 ] [ اکبر ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

درد عاشق را دوائی بهتر از معشوق نيست شربت بيماری فرهاد را شيرين كنيد

آموخته ام بهترين كلاس درس دنيا كلاسي است كه زير پاي پير ترين فرد دنياست .
آ‌موخته ام وقتي كه عاشقيد عشق شما در ظاهر نيز نمايان مي شود .
آموخته ام تنها كسي كه مرا در زندگي شاد مي كند كسي است كه به من مي گويد : تو مرا شاد كردي
آموخته ام داشتن كودكي كه در آغوش شما به خواب رفته زيباترين حسي است كه در دنيا وجود دارد .
آموخته ام كه مهربان بودن بسيار مهم تر از درست بودن است .
آموخته‌ ام كه هرگز نبايد به هديه اي از طرف كودكي ( نه ) گفت .
آموخته ام كه هميشه براي كسي كه به هيچ عنوان قادر به كمك كردنش نيستم دعا كنم .
آموخته ام كه مهم نيست كه زندگي تا چه حد از شما جدي بودن را انتظار دارد ،‌ همه ما احتياج به دوستي داريم كه لحظه اي با وي به دور از جدي بودن باشيم .
آموخته ام كه گاهي تمام چيزهايي كه يك نفر مي خواهد فقط دستي است براي گرفتن دست او ، و قلبي است براي فهميدن وي .
آموخته ام كه راه رفتن كنار پدرم در يك شب تابستاني در كودكي ، شگفت انگيز ترين چيز در بزرگسالي است .
آموخته ام كه زندگي مثل يك دستمال لوله اي است هر چه به انتهايش نزديكتر مي شويم سريعتر حركت مي كند .
آموخته ام كه پول شخصيت نمي خرد .
آموخته ام كه تنها اتفاقات كوچك روزانه است كه زندگي را تماشايي مي كند .
آموخته ام كه خداوند همه چيز را در يك روز نيافريد. پس چه چيز باعث شد كه من بيانديشم مي‌توانم همه چيز را در يك روز به دست بياورم .
آموخته ام كه چشم پوشي از حقايق آنها را تغيير نمي دهد .
آموخته ام كه اين عشق است كه زخمها را شفا مي دهد نه زمان .
آموخته ام كه وقتي با كسي روبرو مي شويم انتظار لبخندي از سوي ما را دارد .
آموخته ام كه هيچ كس در نظر ما كامل نيست تا زماني كه عاشق بشويم .
آموخته ام كه زندگي دشوار است اما من از او سخت ترم .

آموخته ام كه فرصتها هيچگاه از بين نمي روند ،‌ بلكه شخص ديگري فرصت از دست داده ما را تصاحب خواهد كرد .
آموخته ام كه آرزويم اين است قبل از مرگ مادرم يكبار به او بيشتر بگوييم دوستش دارم .
.

 فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز
فونت زيبا ساز
div>